فقط پایین 18 سال بیان تو!

GoOoOoOoD GIrL شوخیدم!

دیوار احساس من را،

همه…

کوتاه می پندارند ،

اما چه می دانند ،

در پس این دیوار کوتاه ،

زمینش عمق فراوان دارد…

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

پنج‌شنبه 10 اسفند 1391| 17:02 |ayer| ارسال نظر(1) |

عجب خیاط ماهری است دنیا…

که دل هیچکس را برای ما تنگ ندوخت…

 

پنج‌شنبه 10 اسفند 1391| 16:56 |ayer| ارسال نظر(0) |

همیشه در ریاضیات ضعیف بودم…

سال هاست دارم حساب میکنم..

چگونه من بعلاوه تو شد..

فقط من…

پنج‌شنبه 10 اسفند 1391| 16:53 |ayer| ارسال نظر(0) |

خدایا من رو ببخش که همیشه ازت طلبکارم ...

چرا ؟!

نمیدونم شاید فکر میکنم :  '' چون بهم لطف کردی و منو آفریدی ، مدیون من شدی ! ''

 خدایا ببخش که همیشه به فکر معامله کردن با تو بودم : ... '' خدایا اگه فلان کارو واسم انجام بدی ... منم قول میدم که فلان و بهمان ... ''

خنده ام میگیره شاید هم گریه ، تو میدونی که نمیتونم سر قولم بمونم؛ ولی جوابم رو با محبتت دادی ... خدایا آخه چرا ؟

خدایا من دردونه ی مخلوقاتتم و شاید به همین خاطر ننر بار اومدم ...

خدایا من باهات کلی حرف دارم و تو هم همیشه برام وقت داشتی و داری

خدایا من فکر میکنم تو خیلی عاشقم بودی و هستی

تو هزاران  نشونه برام فرستادی 

تو اینقدر عاشقم بودی و هستی که شریف ترین انسانها رو برای رسوندن پیغامت برام انتخاب کردی و فرستادی ، و بهترینشون، همونی که از ابتدا به امین بودن معروف بود ...

خدایا تو خیلی بهم پوئن و امتیاز دادی، ولی من دارم می بازم

من دارم به خودم می بازم ...

باختی بزرگتر از این وجود داره که فقط وقتی سر و کله ام دور و برت پیدا میشه که دچار مشکلی شده باشم ؟

خدایا این دستهای منه

همونی که همیشه بطرفت درازه

و این هم سری که جلوی همه خم شده

ولی افسوس از یکبار طاعتِ با صداقت برای اطاعت

خدایا ... این منم ... اشرف مخلوقاتت ... جانشین تو بر روی زمین ...

همونی که وقتی منو آفریدی خودت رو احسن الخالقین نامیدی

 خدایا من دارم به خودم می بازم

خدایا دستم رو بگیر ...

 دست کسی رو که

امیدی به طاعت ناچیز و ریایی خودش نداره ...

 

 

پنج‌شنبه 03 اسفند 1391| 18:39 |ayer| ارسال نظر(0) |

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

دوشنبه 30 بهمن 1391| 17:24 |ayer| ارسال نظر(0) |

 

خواسته ام در این جایگاه، یعنی جایگاه بنده فقیر ناامید،

آن است که:

گناهان گذشته ام را بیامرزی

و در باقیمانده عمرم،مرا از گناه باز داری …

دوشنبه 30 بهمن 1391| 17:22 |ayer| ارسال نظر(0) |

به درگاه تو دعا می کنم،

که در قلب منی،

در عبور از دنیــــــــــــــای رنــــــــــــــج،

راهــــــــــنمایم باش،

قلبم را به سوی تو می گیرم،

پس مرا به سوی خویشتن بخوان،

و راه لطف و رحمتت را نشانم ده،

دوشنبه 30 بهمن 1391| 17:17 |ayer| ارسال نظر(0) |

باختی در کار نیست برای تو قلبم را ریسک می کنم یا می برم.... یا می میرم....

باختی در کار نیست
برای تو
قلبم را ریسک می کنم
یا می برم….
یا می میرم….

چهارشنبه 25 بهمن 1391| 20:34 |ayer| ارسال نظر(1) |

نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس میشوند..

میگویند حساسیت فصلی ست..

آری…

من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم.

چهارشنبه 25 بهمن 1391| 20:31 |ayer| ارسال نظر(0) |

 

 

سرنوشت مرا خیر بنویس

تقدیری مبارک

تا هر چه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم

و هر چه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم .

 

چهارشنبه 25 بهمن 1391| 20:17 |ayer| ارسال نظر(0) |


[-Design-]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران