فقط پایین 18 سال بیان تو!

GoOoOoOoD GIrL شوخیدم!

دام را دیده ام…

اما از دانه ها نمیگذرم..

چون هردو بوی دست تورا میدهند…

 

شنبه 10 فروردین 1392| 12:45 |ayer| ارسال نظر(0) |

چقدرعجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت برنمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه.

شنبه 10 فروردین 1392| 12:40 |ayer| ارسال نظر(0) |

 

 

زخمی در پهلویـم است..

روزگار نمک ـ ـ می پاشــد..

و مـن به خــود می پیچـــــم..

و همه فــــکر می کنند می رقـــصم...

 

سه‌شنبه 22 اسفند 1391| 14:03 |ayer| ارسال نظر(0) |

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم . بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه یه روزخواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

 

 

پنج‌شنبه 17 اسفند 1391| 14:56 |ayer| ارسال نظر(0) |

aks-neveshte-radsms-09

پنج‌شنبه 17 اسفند 1391| 14:30 |ayer| ارسال نظر(0) |

به نظر شما اگه جعبه سیاه هواپیما

در بدترین شرایط حتی خراش برنمی داره

چرا خود هواپیما رو از جنس جعبه سیاه نمی سازن !؟

ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺳﺖ

ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﻭﺳﻂ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺁﺩﻡ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺟﻤﻌﻪ ﺳﺖ !؟

 

 

انگری بردز نسخه مهندسین و ریاضی دانان عزیز !

aks-neveshte-radsms-12

 

 

برین ادامه مطلب please


ادامــﮧ مطلب
پنج‌شنبه 17 اسفند 1391| 14:27 |ayer| ارسال نظر(0) |

دیوار احساس من را،

همه…

کوتاه می پندارند ،

اما چه می دانند ،

در پس این دیوار کوتاه ،

زمینش عمق فراوان دارد…

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

پنج‌شنبه 10 اسفند 1391| 17:02 |ayer| ارسال نظر(1) |

عجب خیاط ماهری است دنیا…

که دل هیچکس را برای ما تنگ ندوخت…

 

پنج‌شنبه 10 اسفند 1391| 16:56 |ayer| ارسال نظر(0) |

همیشه در ریاضیات ضعیف بودم…

سال هاست دارم حساب میکنم..

چگونه من بعلاوه تو شد..

فقط من…

پنج‌شنبه 10 اسفند 1391| 16:53 |ayer| ارسال نظر(0) |

خدایا من رو ببخش که همیشه ازت طلبکارم ...

چرا ؟!

نمیدونم شاید فکر میکنم :  '' چون بهم لطف کردی و منو آفریدی ، مدیون من شدی ! ''

 خدایا ببخش که همیشه به فکر معامله کردن با تو بودم : ... '' خدایا اگه فلان کارو واسم انجام بدی ... منم قول میدم که فلان و بهمان ... ''

خنده ام میگیره شاید هم گریه ، تو میدونی که نمیتونم سر قولم بمونم؛ ولی جوابم رو با محبتت دادی ... خدایا آخه چرا ؟

خدایا من دردونه ی مخلوقاتتم و شاید به همین خاطر ننر بار اومدم ...

خدایا من باهات کلی حرف دارم و تو هم همیشه برام وقت داشتی و داری

خدایا من فکر میکنم تو خیلی عاشقم بودی و هستی

تو هزاران  نشونه برام فرستادی 

تو اینقدر عاشقم بودی و هستی که شریف ترین انسانها رو برای رسوندن پیغامت برام انتخاب کردی و فرستادی ، و بهترینشون، همونی که از ابتدا به امین بودن معروف بود ...

خدایا تو خیلی بهم پوئن و امتیاز دادی، ولی من دارم می بازم

من دارم به خودم می بازم ...

باختی بزرگتر از این وجود داره که فقط وقتی سر و کله ام دور و برت پیدا میشه که دچار مشکلی شده باشم ؟

خدایا این دستهای منه

همونی که همیشه بطرفت درازه

و این هم سری که جلوی همه خم شده

ولی افسوس از یکبار طاعتِ با صداقت برای اطاعت

خدایا ... این منم ... اشرف مخلوقاتت ... جانشین تو بر روی زمین ...

همونی که وقتی منو آفریدی خودت رو احسن الخالقین نامیدی

 خدایا من دارم به خودم می بازم

خدایا دستم رو بگیر ...

 دست کسی رو که

امیدی به طاعت ناچیز و ریایی خودش نداره ...

 

 

پنج‌شنبه 03 اسفند 1391| 18:39 |ayer| ارسال نظر(0) |


[-Design-]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران