فقط پایین 18 سال بیان تو!
GoOoOoOoD GIrL شوخیدم!
1_عجب زمانه اي، شير ها پاکتي اند، پلنگ ها صورتي اند، قهرمانان دوپينگي اند و عشق ها ساعتي! 2_حالم را به هم نزن، غم هايم به تازگي ته نشين شده است. 3_خاطره جايي براي « رويا» باقي نگذاشت. 4_دهانم پُر از حرف است، حيف با دهان پُر نبايد سخن گفت. 5_ آن قدر بي سواد بود که ستون هاي افقي و عمودي جدول به ريشش خنديدند. 6_ آن هایی که با وعده دلخوشند , نبايد از آينده بيمناک شوند. 7_ اگر تمام گل هاي دنيا را هم به پايش بريزم باز هم کم است، چون پاهاش خيلي بو ميده! 8_ هميشه قبل از خودم شستم خبردار مي شود. 9_ لوازم آرايش به لوازم جادويي تغيير نام داد. 10_کسي که از واقعيت ها بهره مي گيرد رباخوار نيست. 11_پرنده پس از فرار از قفس، از بهار نشان لياقت گرفت. 12_قلمي که مغز ندارد، حتما آبرويت را خواهد برد. 13_آرايشگر به قدري سرم را سرسري تراشيد که نتوانستم سري توي سرها در بياورم. 14_ خودروها تکامل پيدا کرده اند؛ اما خيلي از آدم ها هنوز انسان نشده اند. 15_ بعضي از خانم ها از ترس پيري پا به «سن» نمي گذارند. 16_ بعضي ها براي سربلندي ديگران تا کمر خم مي شوند. 17_ هر وقت او را مي بينم کمي مکث مي کنم، مثل ويرگول. 18_ شايد بهترين راه براي حفظ آثار باستاني، همچنان در زير خاک بودن آن ها باشد. 19_ تمام زندگي ام قسطي است، اما گوشم بدهکار نيست. 20_ بي صداترين «تار» را عنکبوت مي نوازد. بقیش تو ادامه مطلب William Shakespeare Said : ویلیام شکسپیر گفت I always feel happy, you know why? Because I don't expect anything from anyone Expectations always hurt ... And keep smiling Just Live for yourself and .. Before you write ؛ Think Before you spend ؛ Earn Before you pray ؛ Forgive Before you hurt ؛ Feel Before you hate ؛ Love That's Life … زندگی مانند یک سؤال چند گزینه ای است نه تو می مانی و نه اندوه یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد از یک درخت هزاران چوب کبریت تولید میشود اما وقتی زمانش برسد یک چوب کبریت برای سوزاندن هزاران درخت کافیست
لعنت به همه ی قانون های دنیا ..... که در آن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد !!! شب قراریست که ستاره ها برای بوسیدن ماه می گذارند و چه زیباست شرم زمین که خودش را به خواب می زند . . . اگر گناه وزن داشت؛ هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد ؛ تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی ... اگر غرور نبود؛ اگر دیوار نبود؛ نزدیک تر بودیم ؛ اگر خواب حقیقت داشت؛ اگر همه ثروت داشتند؛ اگر مرگ نبود؛ اگر عشق نبود؛ اگر خداوند؛ انگاه نمیدانم دکتر شریعتی روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم. شغلم را، دوستانم را، زندگی ام را! به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت کنم. به خدا گفتم: آیا می توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟ و جواب او مرا شگفت زده کرد. او گفت : آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟ پاسخ دادم : بلی. فرمود: هنگامی که درخت بامبو و سرخس را آفریدم، به خوبی از آنها مراقبت نمودم. به آنها نور و غذای کافی دادم. دیر زمانی نپایید که سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نکردم. در دومین سال سرخسها بیشتر رشد کردند و زیبایی خیره کننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. من بامبوها را رها نکردم. در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نکردند. اما من باز از آنها قطع امید نکردم. در سال پنجم جوانه کوچکی از بامبو نمایان شد. در مقایسه با سرخس کوچک و کوتاه بود اما با گذشت ۶ ماه ارتفاع آن به بیش از ۱۰۰ فوت رسید. ۵ سال طول کشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه کافی قوی شوند.. ریشه هایی که بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم می کرد. خداوند در ادامه فرمود: آیا می دانی در تمامی این سالها که تو درگیر مبارزه با سختیها و مشکلات بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحکم می ساختی. من در تمامی این مدت تو را رها نکردم همانگونه که بامبوها را رها نکردم. هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن. بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل کمک می کنن. زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می کنی و قد می کشی! از او پرسیدم : من چقدر قد می کشم. در پاسخ از من پرسید: بامبو چقدر رشد می کند؟ جواب دادم: هر چقدر که بتواند. گفت: تو نیز باید رشد کنی و قد بکشی، هر اندازه که بتوانی... مطالب زير هم جاي تامل دارد : اگر امروز با احساس تندرستي بيشتري از خواب بيدار شويد ... از ميليون ها نفري که تا پايان هفته نيز دوام نخواهند آورد سعادتمند تريد. اگر هرگز، تنهايي زندان، زجر شکنجه، يا گرسنگي را تحمل نکرده ايد از 500 ميليون نفر در اين دنيا پيش تريد. اگر بتوانيد بدون ترس از ارعاب، دستگيري،شکنجه يا مرگ مراسم مذهبي خود را انجام دهيد، از 3 ميليارد مردم اين جهان خوشبخت تريد. اگر غذايي در يخچال ، پوشاکي بر تن، سقفي بالاي سر و جايي براي خوابيدن داريد ... از 75 درصد مردم جهان ثروتمند تريد. اگر در بانک يا کيف دستیتان پول داريد و جايي براي استراحت و تفريح در اختيار نيز داريد ، از جمله 7 درصد ثروتمندان جهان هستيد. اگر پدر و مادرتان هنوز در قيد حيات هستند و با هم زندگي مي کنند شما از جمله نوادر حتي در آمريکا و کانادا مي شويد. اگر مي توانيد اين مطلب را بخوانيد، دو بار سعادتمند هستيد، يک بار به خاطر اينکه کسي به فکر شماست و دوم اينکه شما بيش از 4 ميليارد نفري که در اين دنيا بي سواد هستند، خوشبخت ترهستيد
ادامــﮧ مطلب
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند Life is short ...
زندگی کوتاه است So love your life ...
پس به زندگی ات عشق بورز Be happy
خوشحال باش
و لبخند بزن
... فقط برای خودت زندگی کن و Before you speak ؛ Listen
قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن
قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن
قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن
قبل از تنفر ؛ عشق بورز
زندگی این است Feel it, Live it & Enjoy it
احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر
این گزینه ها هستند که باعث سردرگمی شما می شوند
نه خود سؤال
و نه هیچ یک از مردم این آبادی…
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند…
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
اما وقتی زمانش برسد فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافی است
زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند
در زندگی هیچ کس را تحقیر و آزار نکنید
شاید امروز قدرتمند باشید اما یادتان باشد
زمان از شما قدرتمندتر است
و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم
چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند ؛
و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمانجستجو نمیکردیم
با اولین خمیازه به خواب میرفتیم
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمیکردیم
همیشه خواب بودیم
هیچ رنجی بدون گنج نبود ...
ولی گنج ها شاید بدون رنج بودند
دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدید ؛
تا دیگران از سر جوانمردی ؛
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
اما بی گمان صفا و سادگی میمرد ....
اگر همه ثروت داشتند
همه کافر بودند ؛
و زندگی بی ارزشترین کالا بود
ترس نبود ؛ زیبایی نبود ؛ و خوبی هم شاید
به کدامین بهانه میگریستیم ومیخندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب میاوردیم؟
آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم....
اگر عشق نبود
اگر کینه نبود ؛
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد
من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا
براستی خداوند کدامیک را میپذیرفت
| [-Design-] |